پارسه

خردگرايي نويد آزادي

ورود

آلبوم‌ها

آلبوم عكس پارسه

13 آذر, 11:27ق.ظ
9 تصویر در آلبوم
آلبوم عكس پارسه

ساعت سرور

1 فروردین 1389

آمار بازدیدکنندگان

1641

گفتگو

  • مسعود (مدیر): درود بر شما
    می توانید استفاده کنید
    سپاس از شما  
  • ziya: با سلام
    ایا میتوانم از مطالب وبلاگتان با ذکر منبع در وبلاگ خود استفاده کنم؟
    .............................
    چهره سیاه میکنم
    چون شب چله های تار
    جامۀ سرخ بر تنم
    رنگِ دل دانۀ نار
    پای نهم به کوچه ها
    رقص کنان چو شعله ها
    پیکِ بهار و نو شدن
    در قدم و ترانه ها
    باز کنید پنجره ها
    چلّۀ شب نخفته ها
    عمر سیاهی بسراست
    آب روان به جوی ها
    آتش مهر ، فروغ دل
    از شب تار چله ها
    بر سر کوی آورید
    شراره در شراره ها
    دست بدست هم نهید
    سرود مهر سر دهید
    روشنی آتش دل
    بر تن شب بیفکنید
    راه زنید به ابرها
    نغمۀ باران بشوید
    خاک وطن دلتنگ است
    خورشید رامهمان شوید
    دانه نهید با امید
    آب زنید پر امید
    سبزه به کوچه ها برید
    جشن بهار میرسد
    ................
    با سلام و با اجازه شما را لینک میکنم.  
  • مسعود: مدير وبلاگ
    درود به شما دوستان
    از اين به بعد ميتونيد در اين قسمت به راحتي گفتگو داشته باشيد  

کد موجود در تصویری که مشاهده می کنید را وارد کنید

تماس با ما

کد موجود در تصویری که مشاهده می کنید را وارد کنید

چهارشنبه‌سوری

درود به شما ایرانیان

چهارشنبه سوری


 

چهارشنبه‌سوری نام جشنی است که تغییر یافته مراسم باستانی پنج روز



آخر سال به نام پنج روز پنجه و برگرفته از آیین زرتشتی است که



ایرانیان از ۱۷۰۰ سال پیش از میلاد تاکنون در پنج روز آخر هر سال،



آن را با برافروختن آتش و جشن و شادی در کنار آن برگزار می‌کنند.



در دیدگاه زرتشتیان سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( یا هر چهار



سال ۶ روز اضافه )که در این پنج روز آتش روشن می کردند و به این



اعتقاد بوده و هستند كه در پنج روز آخر هر سال ارواح درگذشتگان به



زمين سفر می‏كنند و با حضور در ميان خانواده‌‏های خود برای آنها در



طول سال آينده بركت, دوستی و پاكی طلب می‏كنند. آيين چهارشنبهسوری



به احتمال فراوان پس از حمله تازیان به ايران رسم شده و ايرانيان كه



می‏خواستند رسوم خود را ادامه دهند و با مخالفت شديد حاكمان آن روز



مواجه بودند روز چهارشنبه را كه از نظر اعراب نحس شمرده می‏شده,



انتخاب كردند و با ربط دادن شب چهارشنبه‌‏سوری به برطرف كردن نحسی



اين روز, اعراب را در برگزاری اين مراسم توجيه كردند.[۲] لازم به ذکر



است در تقويم زرتشتی به هيچ وجه روز چهارشنبه‌‏ وجود ندارد و هر



30 روز ماه به نام خاصی خوانده می‏شود. اصولاً بنا به باور زرتشتيان



پريدن از روی آتش به نوعی بی‏احترامی به اين نماد مقدس شمرده می‏شود



و تمامی رسوم جاری پس از اسلام در ايران به وجود آمده است و با وجود




اینکه بسياری برگزاری اين آيين را براساس باور زرتشتيان باستان می‏دانند




, جشن شب چهارشنبه‌‏سوری به هيچ وجه يك آيين‌‏زرتشتی نيست.



 

جشن آتش در واقع پیش درآمد جشن نوروز است که نوید دهنده رسیدن بهار




و تازه شدن طبیعت است. واژه چهارشنبه سوری از دو وازه چهارشنبه که




نام یکی از روزهای هفته‌است و سوری که به معنی سرخ است ساخته شده‌است.



آتش بزرگی تا صبح زود و برآمدن خورشید روشن نگه داشته می‏شود



که این آتش معمولا در بعد از ظهر زمانی که مردم آتش روشن می‏کنند و



از آن می‏پرند آغاز می‏شود و در زمان پریدن می‏خوانند: «زردی من از تو،



سرخی تو از من» در واقع این جمله نشانگر یک تطهیر و پاک‌سازی مذهبی



است که واژه سوری به معنی سرخ به آن اشاره دارد.[۵] به بیان دیگر



شما خواهان آن هستید که آتش تمام رنگ پریدیگی و زردی، بیماری و مشکلات



شما را ازتان بگیرد و بجای آن سرخی و گرمی و نیرو به شما بدهد. این




جشنی نیست که وابسته به دین افراد باشد و در میان پارسیان یهودی و




مسلمانارمنیترککردها و زرتشتی‏، ‏ رواج دارد. در حقیقت این جشن و نقش بارز

 


آتش در آن به علت احترام گذاشتن به دین زرتشتی است.



در شاهنامه فردوسی اشاره‌هایی درباره بزم چهارشنبه‌ای در نزدیکی




نوروز وجود دارد که نشان دهنده کهن بودن این جشن است. مراسم




سنتی مربوط به این جشن ملی، از دیرباز در فرهنگ سنتی مردمان

 



ایران زنده نگاه داشته شده‌است.




امروزه در شهرهای سراسر جهان که جمعیت ایرانیان در آن‌ها زیاد




است، آتش‌بازی و انفجار ترقه‌ها و فشفشه‌ها نیز متداول است.




در سال‌های اخیر، رسانه‌های ایران توجه بیشتری به خطرات احتمالی


 


 

ناشی از این مواد نشان می‌دهند.




پیشینه

 



رقص با آتش

 


جشن سور از گذشته بسیار دور در ایران مرسوم بوده‌‌است که

 


جشنی ملی و مردمی است و «چهارشنبه سوری» نام گرفته‌است


 


که طلایه‌دار نوروز است.



جشن سوری در ایران قدیم در یکی از ۵ روز آخر اسفندماه بر پا می‌گشت،



چرا که ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند و ماه را به هفته‌ها تقسیم نمی‌کردند؛



بلکه قبل از ورود اسلام به ایران هر سال ۱۲ ماه، و هر ماه ۳۰ روز بود



که هر کدام از این ۳۰ روز نام مشخصی داشته‌است که به‌نام یکی از



فرشتگان خوانده می‌شد. چون هرمزد روز، بهمن روز، اردی بهشت روز



و غیره که پس از ورود اسلام به ایران تقسیمات هفته نیز به آن افزوده شد.




در ایران باستان در پایان هر ماه جشن و پای‌کوبی با نام سور مرسوم بوده‌است



و از سوی دیگر چهارشنبه نزد اعراب «یوم الارباع» خوانده می‌شد و از



روزهای شوم و نحس بشمار می‌رفت و بر این باور بودند که روزهای نحس



و شوم را باید با عیش و شادمانی گذراند تا شیاطین و اجنه فرصت رخنه در

 


وجود آدمیان را نیابند. بدین ترتیب ایرانیان آخرین جشن آتش خود را به آخرین



چهارشنبه سال انداختند و در آن به شادمانی و پایکوبی پرداختند تا هم چشن



ملی خود را حفظ کنند و هم بهانه بدست دیگران ندهند و بدین ترتیب چشن


 

سوری از حادثه روزگار مصون ماند و برای ایرانیان تا به امروز باقی ماند.



مختار ثقفی برای خونخواهی از عاملین واقعه کربلا، در شهر کوفه که



بیشتر آنان ایرانی بوده‌اند از این فرصت سود برد و در زمان همین جشن



که مصادف با چهارشنبه بود بسیاری از آنان را قصاص کرد.



 


برخی آیین های سوری


سال نو -کوزه نو


ایرانیان در شب چهارشنبه سوری کوزه‌های سفالی کهنه را بالای بام خانه



برده، بریز افکنده و آن‌ها را می‌شکستند و کوزه نویی را جایگزین می‌ساختند.



که این رسم اکنون نیز در برخی از مناطق ایران معمول است و بر این



باورند که در طول سال بلاها و قضاهای بد در کوزه متراکم می‌کردد که



با شکستن کوزه، آن بلاها دور خواهد شد.


 

آجیل مشکل گشای چهارشنبه سوری


ایرانیان پس ار پایان آتش‌افروزی، اهل خانه و خویشاوندان گرد هم



می‌آمدند و آخرین دانه‌های نباتی مانند: تخم هندوانه، تخم کدو، پسته، فندق،



بادام، نخود، تخم خربزه، گندم و شاهدانه را که از ذخیره زمستان باقی مانده


 

بود، روی آتش مقدس بو داده و با نمک تبرک می‌کردند و می‌خوردند.



ایرانیان بر این باور بودند که هر کس از این معجون بخورد، نسبت به افراد



دیگر مهربان‌تر می‌گردد و کینه و رشک از وی دور می‌گردد. امروزه اصطلاح



نمک‌گیرشدن و نان و نمک کسی را خوردن و در حق وی خیانت نورزیدن،



از همین باور سرچشمه گرفته‌است.


 

پختن حلوا


فال گوشی وگره گشایی



یکی از رسم‌های چهارشنبه‌سوری است که در آن دختران جوان نیت



می‌کنند، پشت دیواری می‌ایستند و به سخن رهگذران گوش فرامی‌دهند



و سپس با تفسیر این سخنان پاسخ نیت خود را می‌گیرند.



 

قاشق زنی



در این رسم دختران و پسران جوان، چادری بر سر و روی خود می‌کشند



تا شناخته نشوند و به در خانهٔ دوستان و همسایگان خود می‌روند.



صاحبخانه از صدای قاشق‌هایی که به کاسه‌ها می‌خورد به در خانه آمده



و به کاسه‌های آنان آجیل چهارشنبه سوری، شیرینی، شکلات، نقل و پول



می‌ریزد. دختران نیز امیدوارند زودتر به خانه بخت بروند.


 


شال انداختن


شال اندازی از دیگر مراسم شب سوری است که تاکنون اعتبار خود



را در شهرها و روستاهای همدان و زنجان حفظ کرده‌است. پس از



خاموشی آتش و کوزه‌شکستن و فالگوشی و گره‌گشایی و قاشق‌زنی



جوانان نوبت به شال اندازی می‌رسد. جوانان چندین دستمال حریر و



ابریشمی را به یکدیگر گره زده، از آن طنابی رنگین به بلندی سه متر



می‌ساختند. آنگاه از راه پلکان خانه‌ها یا ازروی دیوار، آنرا از روزنه



دودکش وارد منزل می‌کنند و یک سر آن را خود در بالای بام در دست



می‌گرفتند، آنگاه با چند سرفه بلند صاحبخانه را متوجه ورودشان می‌سازند.



صاحبخانه که منتظر آویختن چنین شال‌هایی هستند، به محض



مشاهده طناب رنگین، آنچه قبلا آماده کرده، در گوشه شال می‌ریزند



و گره‌ای بر آن زده، با یک تکان ملایم، صاحب شال را آگاه می‌سازند



که هدیه سوری آماده‌است. آنگاه شال انداز شال را بالا می‌کشد. آنچه



در شال است هم هدیه چهارشنبه سوری است و هم فال. اگر هدیه



نان باشد آن نشانه نعمت است، اگر شیرینی نشانه شیرین کامی و



شادمانی، انار نشانه کسرت اولاد آینده و گردو نشان طول عمر، بادام



و فندق نشانه استقامت و بردباری در برابر دشواری‌ها، کشمش نشانه



پرآبی و پربارانی سال نو و اگر سکه نقره نشانه سپیدبختی است.


 

 

چهارشنبه سوری در شهرهای مختلف

 



شیراز

 


آتش‌افروزی در معابر و خانه‌ها، فالگوشی، اسپند سوختن، نمک گرد



سر گرداندن. در موقع اسفند دودکردن و نمک گردانیدن، وردهای



مخصوصی است که زنان میخوانند. قلمرو چهارشنبه سوری در شیراز



صحن بقعه شاه چراغ است و در آنجا نیز توپ کهنه‌ای است که مانند توپ




مروارید تهران زنان از آن حاجت میخواهند.


 


اصفهان

 


آتش‌افروزی در معابر؛ کوزه‌شکستن، فالگوشی، گره‌گشایی و غیره

 


کاملاً متداول است و تمام آن آدابی که در تهران معمول است در

 


اصفهان نیز رواج دارد و شکوه شب چهارشنبه سوری در اصفهان



از تمام شهرهای ایران بیشتر است.

 


تبریز

 


آتش‌بازی و گره‌گشایی از قدیم معمول بوده‌است. آتش‌افروختن در این

 


اواخر متداول شده‌است. آجیل و میوه خشک خوردن از ضروریات است



و ترک نمیشود اگر دوست یا مهمان و تازه‌واردی داشته باشند باید



حتماً شب چهارشنبه سوری خوانچه‌ای از آجیل و میوه خشک برای




او بفرستند. آب‌پاشی از بام خانه‌ها بر سر عابرین نیز در تبریز رایج

 


است که از آداب دوران ساسانیان ‌است و هنوز در میان ارمنیان و



زردشتیان ایران معمول است که در یکی از جشن‌های خود بر یکدیگر

 


آب میریزند.

 

 


منتقدان چهارشنبه سوری

 

 



نویسندگان و نظریه‌پردازانی نیز بوده‌اند که جشن‌های چهارشنبه سوری



 

و نوروز را آیینی ناپسند و مذموم می‌دانستند. برخی روحانیون پس




از انقلاب سال ۵۷ سعی در زدودن این جشنها از تقویم ایران کردند.



مرتضی مطهری چهارشنبه سوری را از آن «احمق‌ها» می‌دانست،



و آیین نوروز را «ضد اسلام».آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی گفت



«امیدوارم عید غدیرامام محمد غزالی در کیمیای سعادت نوشته بود:




«... اظهار شعار گبران حرام است بلکه نوروز و سده باید مندرس



شود و کسی نام آن نبرد ...» جای نوروز را بگیرد.»


 

 

 

 

به امید این که روزی تمام جشن های ایرانی بجای


 

جشن های عربی در گاهنامه باشد


 

 

این هم گاهنامه کاملا ایرانی و پارسی سال 1389 و2569 شاهنشاهی



 

دانلود گاهنامه89

 

 

 

 

بدرود و پاینده ایران

دانلود كتابهاي احمد كسروي

درود به شما دوستان عزيز


 



كتابهاي احمد كسروي را بخوانيد و هر آنچه ميگويد با خرد خود بسنجيد



 

 



دانلود کتاب سرنوشت ایران چه خواهد بود

 

 

دانلود کتاب تاریخچه شیر و خورشید


 

دانلود سه کتاب شیعه گری ، صوفی گری ، بهائی گری


 

دانلود کتاب در راه سیاست


 

کتاب حافظ چه میگوید



شيعه گري بخوانيد وداوري كنيد


 

خواهران و دختران ما


 

دانلود كتاب ورجاوند بنياد

 

 

 

پسوردها:

 

melliblog.tk

 

يا


melliblog.blogfa.com

 

 

 


در پناه خرد باشيد              2568 شاهنشاهي

استراحت پارسه

درود بر شما دوستان عزيز




مدتي نميتونم به روز كنم و حتي نمي تونم بهتون سر بزنم

 

 

اميدوارم از من دلخور نشيد اخه يك مشكلي برام پيش اومده.

 

 

اميدوارم 22 بهمن پيروزي ديگري نسيبمون بشه

 



همه شما رو به خرد مي سپارم.

 

 



آنقدر خوب و عزيزي كه به هنگام وداع


 

 

حيف آيد كه تو را دست خدا بسپارمت

 

 



بدرود و پاينده ايران                          2568 شاهنشاهي

دو برنامه از استاد و چند كليپ خردگرايي ديگر

درود بر شما

 

 

رضا فاضلي

 

 

دو برنامه از استاد:  لينك1 ----- لينك2

 

 

 

 

 

قسمتي از واريته آخوندي رضا فاضلي :    لينك دانلود

 

 

 

 

فايل تصويري از فريدون فرخزاد:   لينك دانلود

 

 

 

 

سخنراني خميني گجستك در 12 بهمن 57:    لينك دانلود

 

 

 

 

 

 

شاد و پيروز باشيد                 2568 شاهنشاهي

 

 


دو برنامه از استاد و چند كليپ جالب

درود بر شما خردگرايان

 

 

 

 

 

 

دوبرنامه از استاد فاضلي: لينك1 ---    لينك2

 

 

 

 

 

 

يك كليپ از فريدون فرخزاد درباره رساله خميني گجستك:

 

 

با سپاس از وبلاگ سوشيانت لينك صدا براي دانلود

 

 

 

 

 

 

چند كليپ جالب از احمقي نژاد: سفرآق محمود به كومور

 

 

سوتي1 --- سوتي2

 

 

 

 

 

 

شاد و پيروز باشيد 2568 شاهنشاهي

دو برنامه از استاد فاضلي و توهين موسوي به فرهنگ ايران

درود به شما ايرانيان با هر تفكر و هر باور مذهبي

 

به جز خيانت كاران به سرزمين ايران

 

 

 

دوبرنامه از استاد فاضلي كه واقعا گوش دادنيست:

 

 

لينك 1 لينك 2

 

 

 

 

 

 

كسي كه كورش را نمي شناسد و عرب زاده است اين چنين مي گويد

 

 


تکيه برتاريخ هخامنشيان و ساسانيان درايران قبل ازانقلاب سوغاتی بود که

 

بمنظور اسلام زدائی از فرنگ صادر شده بود.


برگزاری هزاره فردوسی درسال 1313 و پيراستن زبان فارسی از زبان

 

عربی نيز توطئه ای از سوی غربی ها برای نابودی اسلام بود . با توسل به

 

باستان شناسی خرابه های تخت جمشيد از خاک بيرون آورده ميشد تابرای ملت

 

ما تاريخی ساخته شود، درحاليکه آن تاريخ تاريخ کاملا بيگانه ای ازاسلام بود.

 

هنرمندان ايرانی ازآرش کمانگير صحبت ميکردند، ولی يک کلمه ای از داستان

 

کربلا نميگفتند” ( حسين موسوی، نخست وزير).

 

نمونه گويائی از اين دشمنی ابلهانه با تاريخ و مفاخر ملی را ميتوان دررساله ای

 

منعکس ديد که درهمان نخستين سال روی کار آمدن جمهوری اسلامی، بقلم

 

يکی از مقربين مخصوص رهبر انقلاب، و اولين حاکم شرع برگزيده او درباره

 

کورش کبير، به نام” کورش دروغين و جنايتکار” منتشر شد و درآن زندگينامه


کورش چنين خلاصه شده بود که: “ کورش در 2500 سال پيش از يک تيره

 

وحشی برخاست . چون مادرش يهودی بود در 13 سالگی تورات را آموخت

 

و با خط و زبان يهودی آشنا شد و بعدها دانيال را منصب قضا داد.


خواند مير ميگويد که بهمن شاه اورا به ديار فلسطين والی گردانيد و

 

قزوينی می گويد که اصولا مادر کورش يکی از انبياء بنی اسرائيل بود.


کورش با سپاه وحشی خود به غارت همسايگان پرداخت ودرگيرودارقتل

 

عام با دخترک زيبای يهودی که درتاريخ به استر معروف است روبرو گرديد و

 

بحکم شهوت جنسی اورا سوگلی و معشوقه خود قرار داد .


درمتون اخبار مسطور است که کورش از والده خود کيفيت عظيم شأن بيت

 

المقدس را شنيد وبا اموال بيحساب و سی هزار نفر استاد بنا و هنرمند بدانجا

 

شتافت و تمام خرابی آنرا مرمت نمود. ناگفته نماند چون نژاد کورش از يهود و

 

فارس است لذا اورا قاطر يعنی دورگه لقب داده اند . درتواريخ نوشته اند که

 

کورش درجوانی ازشدت احتياج مجبور شد لواط بدهد . چون بکارها پست اشتغال

 

ميورزيد مکررتازيانه خورد. اصولا اينجور آدمها هميشه مبتلا به انحراف اخلاقی

 

بوده و ازتن دادن به انواع ذلتها که لواط هم جزو آنهاست مضايقه ندارند". و


بعد ازنقل تمام اين اطلاعات دقيق تاريخی، حجه الاسلام اضافه کرده است که:

 

“اصولا کسی بنام کورش وجود تاريخی ندارد، و آنچه درباره او در تورات آمده

 

است و پرداخته يهوديان بابل است که ميخواستند به قصد ترويج فحشا ء دراين

 

مملکت داستانها ی سراپا دروغ اوستا و زرتشتی و آتش پرستی درست کنند،

 

مثل اينکه ملت ايران سرگذشت حماسه انگيزکربلا را ندارد!"


 

بر گرفته از كتاب تولدي ديگر

 

پاينده ايران               2568 شاهنشاهي

 


دو برنامه و سخنان مشاهير جهان درباره مذهب

درود به شما ايرانيان

 

 

دو برنامه از رضا فاضلي:      لينك1 لينك2

 

ويك سخنراني از كديورآخوند جالبه ( كه نشون ميده خودشون با خودشون

 

هم درگيري دارن وهمديگر رو قبول ندارن)        لينك دانلود

 

 

 

 


 

 


سخنان مشاهیر جهان در باره مذهب



اولين روحاني جهان اولین شيادی بود که به اولین ابله رسيد.


"
ولتر

 


يک فيلسوف تابحال هرگز يک روحاني را نکشته است، در حاليکه


روحانيون فلاسفه زيادي را کشته اند


"
دنيس ديروت"



وقتي که مردم بيشتر آگاه مي شوند، کمتر به روحاني و بيشتر


به معلم توجه مي کنند.


"
رابرت گرين اينگر سول"


دين بهترين وسيله براي ساکت نگه داشتن عوام است.


"
ناپلئون بناپارت"
وقتي مروجين مذهبي به سرزمين ما آمدند،  در دست شان کتاب


مقدس داشتند و ما در دست زمين هايمان را داشتيم


پنجاه سال بعد، ما در دست کتاب هاي مقدس داشتيم و آنها در


دست زمين هاي ما را داشتند.


"
جومو کيانتا"
مذهب تنها براي بردگي انسان ها خلق شده است.


"
ناپلئون"



روحانى نسبت به برهنگى و رابطه طبيعى دو جنس حساسيت

 

دارد،اما از کنار فقر و فلاکت مى گذرد.


"
سوزان ارتس"



کشيش ها مى گويند که آنها به مردم بخشيدن و خيريه را

 

مى آموزند.اين طبيعى است..


چون آنها خود از پول صدقه مردم زندگى مى کنند. همه گداها

 

مى آموزند که مردم بايد به آنها پول بدهند.


"
رابرت گرين اينگر سول"


قسمت هايى از انجيل را که من نمى فهمم ناراحتم نمى کنند،


قسمت هايى از آن را که مى فهمم معذبم مى کنند.


"
مارک تواين"

 

 


به من بگو قبل از تولد کجا بوده اي تا به تو بگويم پس از


مرگ کجا خواهي رفت.


"
نيچه"



مذهب مردم را متقاعد كرده كه : مردی نامرئي در آسمانها زندگي


مي كند كه تمام رفتارهاي تو را زير نظر دارد، لحظه به لحظه آن

 

را.و اين مرد نامرئي ليستي دارد از تمام كارهايي كه تو نبايد آنها

 

را انجام دهي، و اگر يكي از اين كارها را انجام دهي،


او تو را به جايي مي فرستد كه پر از آتش و دود و سوختن

 

و شكنجه شدن و ناراحتي است و بايد تا ابد در آنجا زندگي كني،


رنج بكشي، بسوزي و فرياد و ناله كني ... ولي او تو را دوست

 

دارد !



"
جورج كارلين"
يكي از بزرگترين تراژدي هاي بشريت اين است كه اخلاقيات

 

بوسيله دين دزديده شده است.


"
آرتور سي كلارك"



مذهب ،آه خلق ستمديده است، قلب دنياي بي قلب و روح

 

شرايط بي روح. مذهب افيون توده هاست .



"
كارل ماركس"



آنجا كه علم پايان مي يابد، مذهب آغاز ميگردد .


"
بنجامين ديزرائيلي"


دين،افساري است که به گردن تان مي اندازند، تا خوب سواري


دهيد، و هرگز پياده نمي شوند،


باشد که رستگار شويد...

 

"کائوچيو"


 

 

 

شاد و همواره پيروز باشيد               2568 شاهنشاهي

 


دو بر نامه از استاد ( نظر يك دوست )

درود به شما دوستان

 

 

دوبرنامه از استاد فاضلي :     لينك 1 بت جديد موسوي -    لينك 2

 

 

 

 

نظر شما در مورد اين مطلب دوستمون چيه آيا اين كار عمليست ؟

 

 

 


مشابه اين دستگاه های ضد شورش در سالهای پيش از 1979 از


سوی دولت شاهنشاهی از هر کشوری درخواست خريد شد حاضر


به فروش نشدند اين خفاشان شب. ببنيد چه نفت مجانی به حلقوم


اين بی پدران استعمار گر می دهند که هردستگاه و هر ابزاری مثل


ابزار های شوک دهنده اندازه گوشی تلفن همراه را به اينها داده اند.


هر غلطی هر کشتاری و هر جنايتی می کنند کسی اعتراض ندارد.


ولی يادتان باشد مشابه اين دستگاه ها را شيلی هم داشت، برخی


کشور های ديگر هم داشتند ولی بازهم مردم و پشتيبانی و هم صدائی


مردم رژيم را سرنگون کرد.


اگر مردم در خانه بمانند و سرکار نروند و اعتصاب سراسری گاز، نفت،


سازمان های سوخت؛ کارخانه دولتی و سازمان های دولتی بشود اين


دستگاه ها اگر 800 ميليون تومان هم خريداری شده باشند بی مصرف


می ماند...


اعتصاب اعتصاب اعتصاب اعتصاب فقط تنها پاسخ اين رژيم است.


يکماه طول نمی کشد سقوط می کند و بزرگترين سلاح صلح آميز سقوط


هر کشوری است.اگر اعتصاب می کنيد و خانه می نشينيد بگذاريد اينها


صد برابر گردن کلفت تر از اين دستگاه ها را بخرند... بی مصرف


می شود اينها در خانه مردم کار نمی کند در خيابان مصرف دارد...


خانه بمانيد و اعتصاب کنيد.


ح-ک

 

 

 

شاد وپيروز باشيد              2568 شاهنشاهي



 

دو برنامه از آقاي فاضلي ( هشدار و يك نامه از موسوي )

درود به شما ايرانيان با هر تفكر و هر باور به جز خيانت كاران به مردم ايران

 

 

دو برنامه از استاد فاضلي:      لينك  1 لينك 2


 

 

هشدار  -- هشدار

 

 

اينرا می گويند حکومت گشتاپو، حکومت نازی-

 


بدنبال تظاهرات اخير که به ترتيبی که خوانديد و شنيد تنظيم کرده بودند تا مردم را

 

دريک کانال کنترل شده وارد کنند عکس ها و فيلم هائی گرفته اند که بر اساس

 

گزارش يك شخص در ايران ديروز بالای شهر تهران چند دوستش را که با ماشين

 

ميرفتند بسيج ايست داده واز ماشين پياده کرئداند. سه ژورنال [آلبوم] دستشان

 

بوده که عکس تظاهرات درآن بوده است و نزديک به 500-600 عکس در

 

آن بوده چهره انها را با عکس ها مطابقت داده وقتی نتوانسته اند مشابهت پيدا

 

کنند آنها را رها کرده اند.


اين کار دوروز است در تهران و شهرستان ها ادامه دارد.


به يارانتان در ايران بگوئيد هنگام تظاهرات يا از ماسک های محکم استفاده کنند

 

(بستن جلوی دماغ و دهن کافی نيست) ماسک کامل بپوشند مخصوصا که الان هم

 

زمستان است می توانند فقط دو چشم و دهان را بيرون بگذارند. يا با تغيير چهره عمل کنند.

 


نامه اي از موسوي

 

 

رنگ زرد از اين رو آورده ام تا ببنيداين شخص ابدا واصلا در مسير و در جهت خواست

 

مردم ايران نيست اين نکته ها که رنگي ويا اشاره شده است نماد اين است که اين شخص

 

فقط و فقط در حفظ بيضه اسلام و دنباله رو خميني دجال و تون به تون شده و حفظ قانون

 

اساسي است. به همراه او همان راديو هاي بيگانه که نياز به معرفي ندارند ودخالتشان در

 

امور ايران حال مردم ايران را بهم ميزند مثل راديو فردا، صداي آمريکا و در راسي آنها

 

بي بي سي و غيره دنبال اين هستند کروبي و اين رديف به اصطلاح اصلاح طلبانرا بزرگ کنند.

 

هرچه غير مردمي باشد باطل است هر نوع رفراندمي از سوي سازگارا و نوريزاده هم

 

حرام اند حرام است مگر رژيم ساقط و بکلي نابود شده باشد.


توجه کنيد اول با «بسم الله» شروع کرده که اين خود يک اشکال بزرگ دارد... چه خداي

 

خودخواه و خود پسند و مغروري است که به در همه جاي قرآن بنام خودش آغاز کرده

 

وخودش را بخشنده و مهربان مي خواند درحاليکه يک آيه پائين تر از همين دروغ بزرگ

 

دستور قتل و تهديد به عذاب مي کند.  اين خود اول پياله و بد مستي است.

 


به گزارش نوروز متن کامل بيانيه به شرح زير است

 


بسم الرحمن الرحيم


السلام عليک يا ابا عبدالله. اني سلم لمن سالمکم و حرب لمن

 

حاربکم و وال لمن والاکم و عاد لمن عاداکم. فياليتني کنت

 

معکم فافوزا فوزا عظيما


همواره به اينجانب و دوستان گفته مي شد که اگر شما اطلاعيه

 

ندهيد مردم به خيابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و

 

مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد

 

گشت. بنده به عنوان يک همراه جنبش عظيم سبز مردمي با اين

 

نظر موافق نبودم و مي انديشيدم که تا اصلاحات لازم با تکيه بر

 

اصول روشن که مي توان آنها را از قانون اساسي استخراج کرد،

 

صورت نگيرد ، آب رفته به جوي باز نخواهد گشت

.

براي مراسم عاشوراي حسيني عليرغم درخواستهاي فراوان، نه

 

جناب حجت الاسلام و المسلمين کروبي اطلاعيه دادند و نه حجت

 

الاسلام و المسلمين خاتمي اطلاعيه صادر کردند و نه بنده و دوستانم.

 

با اين وصف يک بار ديگر مردمي خداجوي به صحنه آمدند و

 

نشان دادند که شبکه هاي وسيع اجتماعي و مدني که در طول

 

انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است،

 

منتظر اطلاعيه و بيانيه نمي مانند. در حالي که مردم نه روزنامه

 

همراه و مشوقي در کنار خود داشتند و نه از صدا و سيما، به عنوان

 

رسانه اي ملي و بي طرف و منصف و عاقل بهره مي بردند.

 

باز همه ملت ها و جهانيان شاهد بودند که در ميان طوفاني از

 

تهديدها و تبليغات و تکفيرها و اهانتها، عزاداران حسيني در اين

 

روز مقدس حسين حسين گويان به صورت مسالمت آميز و بدون

 

شعارهاي تند روانه ميدانها و مسيرهايي شدند که خود انتخاب کرده

 

بودند و اين بار نيز چون دفعات گذشته با اعمال تحريک آميز مواجه

 

شدند، خشونت هاي غيرقابل باور چون زير کردن راهپيمانان،

 

تيراندازي نيروهاي لباس شخصي که امروز هويت آنها بر کسي

 

پوشيده نيست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده

 

مي شود، فاجعه اي را آفريد که اثرات آن به اين زودي از صحنه

 

سياسي کشورمان رخت برنخواهد بست


[[ببنيد مسئله هنوز حسيني و به مسئله کربلا وصل است تا احساسات مذهبي مردم

 

همچنان تحريک بماند... اينها حفظ اسلام است]]

 

مشاهده فيلم هاي تکان دهنده عاشورا نشان مي دهد که اگر شعارها

 

و حرکات جاهايي به سمت افراط غير قابل قبول کشانده مي شود،

 

ناشي از به زير انداختن افراد بي گناه از روي پل ها و بلندي ها

 

، تيراندازي ها و آدم زير کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در

 

بعضي از اين فيلم ها ديده شده است که مردم در پشت چهره نيروهاي

 

انتظامي و بسيجي مهاجم برادران خود را مي بينند و در شرايط

 

بحراني و پر از خشم و هياهوي آنروز سعي مي کنند بدانها آسيبي

 

نرسد. اگر صدا و سيما يک جو انصاف و عقل داشت مي توانست

 

براي تلطيف فضا و نزديک کردن مردم به همديگر گوشه اي از

 

اين صحنه ها را نشان دهد. ولي هيهات! جريان روزهاي بعد از

 

عاشورا و گسترش دستگيريها و ديگر تمهيدات دولتي نشان مي دهد

 

که مسئولان اشتباهات گذشته را اين بار در وسعت بيشتر تکرار

 

مي کنند و آنها مي انديشند سياست ارعاب تنها راه حل است

.

[[ببنيد اشاره اي به اينکه چطور اين ترور ها انجام مي شود نمي کند، ]]


گيرم که چند روز با دستگيريها ، خشونت ها ، تهديدها و بستن

 

دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گرديد، تغيير قضاوت

 

مردم را نسبت به نظام چگونه حل مي کنيد؟ تخريب مشروعيت را

 

چگونه جبران مي نمائيد؟ نگاه ملامت آميز و متعجب همه جهانيان

 

از اين همه خشونت يک دولت به ملت خود را چگونه تغيير

 

مي دهيد؟ با مشکلات بر زمين مانده اقتصادي و معيشتي کشور

 

که به دليل ضعف مفرط دولت روزبروز وخيم تر مي شود چه

 

مي کنيد؟ با چه پشتوانه اي از کارآمدي و انسجام ملي و سياست

 

خارجي موثر، سايه قطعنامه ها و امتيازخواهي هاي بيشتر را

 

در سطح بين الملل از سر کشور و ملتمان دور مي کنيد؟


اينان مي انديشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و

 

دانشگاهيان و فعالان از صحنه سياسي خواهند توانست بدون

 

پرداختن ريشه اي به مسائل امروز کشور به ديروز قبل از

 

انتخابات برگردند؟ اما کساني که تاريخ را خوانده اند و کمي با

 

ماهيت پيچيده جوامع آشنايي دارند مي دانند که اين تفکر ناشي از

 

يک توهم واقع گريز و پناه بردن به رويکردهاي کم عمق

 

و گول زننده است


بنده به صراحت و روشني مي گويم فرمان اعدام و قتل و زنداني

 

کروبي و موسوي و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد .

 

سخنان روز چهارشنبه ميدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه

 

هفته پيش دانشگاه که توسط چهره هاي منتسب به نظام ايراد گرديد،

 

نتايج هر نوع اقدام تروريستي را مستقيما به سمت کانون نشانه

 

خواهد رفت و گره مشکل بحران کنوني را نا گشودني خواهد

 

ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظيمي از جامعه و

 

خش و خاشاک ناميدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسيني

 

فاجعه اي است که هم اکنون توسط افرادي مشخص و صدا و سيما

 

در جامعه رخ داده است. اين چه سخنراني است که از تريبون دولتي

 

مردم را به جنگ با يکديگر دعوت مي کند و يک عده را حزب

 

الله مي نامد و عده اي ديگر را حزب الشيطان؟ بارها در يک

 

سخنراني کوتاه اعلام مي کند مردم توجه کنيد جنگ است! آيا

 

اين سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلي نيست ؟ با توجه

 

به استفاده از اصطلاحات مذهبي و اشاره به آيات و روايات ،

 

اين مراجع عظام و روحانيون فاضل هستند که مي توانند بگويند

 

با اين گونه اشخاص چه مي توان کرد؟


آنچه به بنده به عنوان يک فرد کوچک اين جامعه مربوط مي شود

 

استقبال از هر هجمه اي در راه اسلام و کشور عزيزمان است و

 

سخنان چند روز اخير بنده را به ياد کلام امام رحمه الله عليه مي اندازد

 

که " بکشيد ما را ، ما نيرومند تر مي شويم". بنده ابايي ندارم که

 

يکي از شهدايي باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات

 

به حق ديني و ملي خود تقديم کردند و خون من رنگين تر از

 

آن شهدا نيست.


بنده به صراحت مي گويم تا وجود يک بحران جدي در کشور

 

به رسميت شناخته نشود، راهي براي خروج از مشکلات و

 

مسائل پيدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجيه گر ادامه

 

راه حل هاي سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعيت بحراني

 

مي تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتي ملي قرار

 

دهد . تهمت بي ديني و همراهي با قدرتهاي بيگانه مستکبر و

 

افراد بدنام و جريانهاي منحوسي چون منافقين به فرض آنکه

 

به حذف فيزيکي تعدادي از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهي

 

شود ناشي از چشم بستن به ماهيت مشکلات ملي کشور است.

 

من به عنوان يک دلسوز مي گويم منافقين با خيانت ها و

 

جنايت هاي خود مرده اند، شما براي کسب امتيازهاي جناحي

 

و کينه ورزي آنها را زنده نکنيد

.

من لازم مي دانم قبل از آنکه راه حل خودم را براي خروج از

 

بحران مطرح سازم ، برهويت اسلامي و ملي و مخالف سلطه

 

بيگانگان و وفادار به قانون اساسي ما و جنبش سبز تاکيد نمايم.

 

ما پيروان اباعبدالله حسين عليه السلام هستيم. ما شيفتگان حريتي

 

هستيم که مناديش آن امام مظلوم بود . ما پيرو کسي هستيم که

 

در قلمرو وسيع اسلامي ربودن خلخالي از پاي يک زن را

 

برنمي تابيد. ما معتقد به تفسير رحماني از اسلام هستيم که

 

انسانها را يا هم کيش هم مي دانند و يا همساناني در خلقت.

 

نگاهي که بر کرامت ذاتي انسان باور دارد و برنمي تابد که

 

ضارب او در زندان با غذايي جز شبيه غذاي او نگهداري شود

 

و يا مورد شکنجه و امثال آن قرار گيرد.


بنده و دوستان عزيزم که امروز بسياري از آنها در زندانها

 

محبوس هستند پاي بندان سرسخت استقلال کشور هستيم و از

 

اينکه بازار اسلامي ما تبديل به يک بازار مکاره براي کالاهاي

 

بيگانه شده است رنج مي بريم. ما به شدت با فساد موجود که

 

ناشي از سياستهاي سوء و عدم تدبير است مخالفيم. ما مي گوئيم

 

نهاد بزرگ و تاثير گذاري چون سپاه اگر هر روز چرتکه بياندازد

 

که قيمت سهام چقدر بالا و پائين رفته نمي تواند از کشور

 

و منافع ملي آن دفاع نمايد؛ هم خود به فساد کشيده مي شود

 

و هم کشور را به فساد مي کشاند . ما مي گوئيم و حاضريم

 

در مباحثات نشان دهيم که امروز منافع و حقوق مستضعفان

 

و کارگران و کارمندان و ساير اقشار ملت در يک فساد بزرگ

 

در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و

 

آنرا آفتي خانمان برانداز براي کشور مي داند و از اينرو

 

دروغ هاي سياسي و امنيتي و اقتصادي و فرهنگي و امثال

 

آنرا خطري بزرگ براي کشور مي دانيم

.

[[ يادتان نرود که سرکار بانو زهره کاظمي ببخشيد زهرا رهنورد که سر دستته آموز

 

دهندگان تروريست هاي اسلامي زن است مدرک دانشگاهش دروغ است و پاک

 

بودن آقاي موسوي هم دروغ است و به شما نمي گويد چند هزار نفر در دوران


نخست وزيري اين ملعون کشته شده اند و اين جيکش در نيامده است ح-ک]]


ما يک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتني بر

 

آراء مردم مي خواهيم که به تنوع آراء و عقايد مردم نه به

 

شکل تهديد که بلکه بصورت يک فرصت نگاه کند. ما سر

 

کشيدن به زندگي خصوصي مردم، تفتيش عقايد، تجسس، بستن

 

روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دين مترقي و

 

رهايي بخش خود و مخالف قانون اساسي برآمده از اين دين مي دانيم.

 

[[همينجا را نگهداريد... قانون اساسي ولايت فقيه شما و

 

دستور العمل هاي امام دجال شما دستور تفتيش مي دهد و

 

مي گويد هر چيزي خلاف اسلام باشد طبق قانون  اسلام با

 

آن رفتار مي شود... خوب قانون اسلام مگر بجز همين است

 

که ايندولت نهم يا دهم عمل مي کند--- شما مردم را خر

 

گيرآورديد؟؟؟ح-ک]]


ما ضايع کردن يک ريال از بيت المال را در جهت اهداف

 

باندي و جناحي حرام مي دانيم و مي گوئيم که سند چشم انداز

 

ملي بيست ساله که به تاييد همه ارکان نظام رسيده است امروز

 

به يک ورق پاره بي ارزش تبديل شده است. ما هشدار مي دهيم

 

که رقيبان بزرگي در منطقه با رشدهاي اقتصادي دو رقمي

 

در حال ظهور هستند و روز به روز قوي تر مي شوند .

 

درحاليکه ما متاسفانه از دادن يک بودجه سالانه و نگهداشتن

 

حسابهاي ذخيره ارزي و امانت در سپرده هاي مردم و پاسخگويي

 

در مقابل ديوان محاسبات عمومي و مجلس شوراي اسلامي عاجز هستيم

 

[همين حرف هارا احمدي نژاد هم پيش از روي کارآمدن گفت... خميني هم قول هاي اتوبوس

 

مجاي، .در حجاب اجباري نيست را هم داد ]]


ما نه آمريکايي هستيم و نه انگليسي . [[ پس چرا آقاي آباما

 

از شما پشتباني مي کند و اسرائيل مراقبتان است... چرا محسن

 

سازگاراتون در آمريکا مستقر شده است؟؟ چرا مخملبافتان در

 

اروپا و انگليس پلاس است؟؟  ]] تا حال نه کارت تبريکي براي

 

روساي کشورهاي بزرگ فرستاده ايم و نه اميد ياري آنها را داريم

 

[[شما چکاره بوديد که کارت تبريک يا تشکر به روساي کشور

 

ها بفرستيد...؟؟  بابا عجايب خلايقي شما هستيد... مردم سواد

 

دارند از ده نيامده اندح-ک]]

 

از طرف يك دوست

 

پيروز باشيد.  پاينده ايران      2568 شاهنشاهي

 

دو برنامه از آقاي فاضلي ( انتقاد ازجنبش سبز )

درود بر شما ايرانيان با هر تفكر سياسي و هر باور مذهبي به جز خيانت كاران به مردم ايران


 

دوستان عزيز در اين مطلب دو برنامه از آقاي فاضلي براتون گذاشتم اما

 

قبل از اون بايد بگم كه درود بر فرزندان ايران كه همواره در راه آزادي و

 

راهايي از جمهوري ننگين اسلامي مبارزه مي كنن اما درسته كه در اين

 

تظاهرات ها نامي از ميرحسين موسوي برده بشه؟به نظر من اگه قرار كه

 

احمدي نژاد بره موسوي بياد همون بهتر كه نياد اگه قرار جوانان ما براي

 

يك سيد عرب كشته بشن بايد بگم بهتره هيچ حركتي انجام نشه. تا

 

موقعي كه شعار ميدن ميرحسين يا حسين همين آشه و همين كاسه يه

 

عده هنوز خواب تشريف دارن يا شايد نميدونن بايد بيدارشون كرد يا

 

بهشون بفهمونيم

 

ما براي موسوي يا كروبي مبارزه نمي كنيم


 

دو برنامه از آقاي فاضلي :

 

لينك 1 لينك 2

 

 

پيروزي نزديك است   شاد و پيروز باشيد   پاينده ايران

 

 

2568 شاهنشاهي

درمان درد

درود به شما ايرانيان

 


درمان درد

 

 


اگر اسکندر آید فرض واهی


به پوزش خواهی و بر عذرخواهی

 

دوباره تخت جمشیدی بسازد


که بر آن باز هم ایران بنازد


اگر تیمور برگردد به خواری


به پای میز صلح و سازگاری


دوباره جان ببخشد کشتگان را


به ما باز آورد آن نخبگان را


اگر سرکرده اعراب جاهل


بداندیشان و بد کیشان بد دل


که از ما آن چنان کشتند و بردند


و آن فرهنگ بر آتش سپردند


اگر صدها برابر باز آرد


نهال دانش و بینش بکارد


اگر چنگیز آدمخوار و خونخوار


به ایران بازگرداند دگربار


همان سرسبز باغ و گلشن ما


چراغ پر فروغ و روشن ما


اگر صدها رژیم دیگر آید


اگر بر ما دو صد پیغمبر آید


فلک صدها سیاست پیشه آرد


اگر از آسمان چرچیل بارد


دوصد کوروش، هزاران مرد دانا


تقی خان ها و صد ها ابن سینا


فرشته جای دیو و دد نشیند

 

خدا هم گر بر این مسند نشیند

 

که این کشتی ز توفان وارهاند


سلامت باز بر ساحل رساند


اگر بین «من» و«ما» پل نسازیم


اگر از خارهامان گل نسازیم


اگر در شوره زاران گل بکاریم


خرد را دست «بی بی سی» سپاریم

 

ندانیم از"به جز ما هیچکس نیست

 

به جز ما و شما فریاد رس نیست


فلک گر نشنود فریاد ما را


نبیند یک صدا ما و شما را

 

نه امسال و نه تنها سال دیگر


که ده ها سال و صدها سال دیگر


بدان ای هموطن بس روشن و فاش


همین است این، همین کاسه همین آش

 

 

پاينده باد ايران و ايراني      2568 شاهنشاهي

َشب يلدا

 

شب یَلدا یا شب چلّه بلندترین شب سال در نیم‌کره شمالی زمین است. این شب به زمان

 

غروب آفتاب از ۳۰ آذر تا طلوع آفتاب در ۱ دی اطلاق می‌شود، که برابر با ۲۱ دسامبر

 

یا ۲۲ دسامبر است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک می‌دارند و این شب

 

را جشن می‎گیرند.این شب در نیم‌کره شمالی با انقلاب زمستانی مصادف است و به همین

 

دلیل از آن شب به بعد طول روز بیشتر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.


ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندترمی‎شوند و

 

تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش

 

خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.

پیشینهٔ جشن

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. ایرانیان

 

باستان این شب را شب تولد ایزد مهر «میترا»می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این

 

شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی

 

می‌کردند.آن گاه خوانی الوان می‌گستردند و «میزد» نثار می‌کردند. «میزد» نذری

 

یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های

 

ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون

 

بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و

 

فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی

 

ویژه‌ای که آن را«میزد» می‌نامیدند، بر سفره جشن می‌نهادند.

 

ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار باززاییده‌شدن

 

خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها(نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول

 

می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به

 

نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب یلدا

 

(یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛می‌خواندند و به استراحت

 

می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند).

 

در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی

 

کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی

 

بسیار بزرگ می‌شمرد.


ریشه واژه یلدا

واژه «یلدا» واژه ایست برگرفته از زبان سریانی (که از لهجه‌های متداول زبان

 

«آرامی» است) به معنای تولد. زبان «آرامی» یکی اززبان‌های رایج در منطقه

 

خاورمیانه بوده است. (برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که

 

خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می‌شده، وارد زبان پارسی شده است).

 

تأثیر یلدا در جشن‌های دیگر اقوام

امروزه محققان معتقدند که مسیحیت غربی چارچوب اصلی خود را که به این دین

 

پایداری و شکل بخشیده به مذاهب پیش از مسیحیت روم باستان از جمله میترایسم

 

مدیون است و برای نمونه تقویم کلیساها، بسیاری از بقایای مراسم و جشنهای پیش

 

از مسیحیت بخصوص کریسمس را در خود نگاه داشته‌است و کریسمس به عنوان آمیز‌ه‌ای

 

از جشنهای ساتورنالیا و زایش میترا در روم باستان در زمان قرن چهارم میلادی با رسمی

 

شدن آیین مسیحیت و به فرمان کنستانتین به عنوان زادروز رسمی مسیح در نظر

 

گرفته شد.[۱] هنگام توسعهٔ آیین‌های رازآمیز در اروپا و سرزمینهای تحت فرمانروایی

 

امپراطوری روم و پیش از از پذیرفتن آیین مسیحیت، رومیان هر ساله در روز

 

17 دسامبر در جشنی به نام ساتورنالیا به سیاره کیوان (ساترن)، ایزد باستانی زراعت،

 

احترام مینهادند. این جشن تا هفت روز ادامه میافت و انقلاب زمستانی را شامل می‌گردید.

 

از آنجا که رومیان از گاهشماری یولیانی در محاسبات خود استفاده مینموند روز انقلاب

 

زمستانی به جای 21 یا 22 دسامبر حدوداً در 25 دسامبر واقع می‌شد. هنگام عید

 

ساتورنالیا، رومی‌ها اقدام به برپاداشتن جشن وسرور، به تعویق انداختن کسب و کار و

 

منازعات، هدیه دادن به همدیگر و آزادکردن موقتی برده‌ها مینمودند. همچنین آیین رازآمیز

 

میترائیسم، بر پایه پرستش ایزد باستان ایران زمین، میترا در سرزمینهای تحت فرمانروایی

 

روم باستان اشاعه زیادی یافته بود و بسیاری از رومیان، رویداد بلندتر شدن روزها به دنبال

 

انقلاب زمستانی را با شرکت کردن در مراسمی به منظور بزرگداشت میترا، جشن می‌گرفتند. این

 

جشنها و سایر مناسک تا روز اول ژانویه ادامه میافت که رومیان انرا روز ماه و سال جدید

 

می‌دانستند. پس از استیلای مسیحیت در اروپا،آداب و رسوم آیین مهر که در زندگی مردم

 

و به‌خصوص در میان رومیان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند و با آمدن دین جدید رنگ نباخت.

 

کلیسای کاتولیک روم روز 25 دسامبر را به عنوان زادروز مسیح برگزیند تا به

 

مراسم پگانیسم در آن زمان معنا و مفهوم مسیحی بخشد.برای نمونه، کلیسا جشن زادروز

 

میترا خدای نور و روشنایی را با جشن بزرگداشت زادروز عیسی که عهد جدید او را

 

نور و روشنی جهان مینامد، جایگزین نمود تا از التقاط این دو مناسبت نفوذ بیشتری بر

 

زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترین جشن آیین مهر را در خود حل کنند. اکنون کلیسای

 

کلیسای ارامنه روز ششم ژانویه را که گفته می‌شود روز غسل تعمید مسیح می‌باشد

 

را به عنوان روز میلاد مسیح جشن می‌گیرند.[۲] تاریخدانان تاریخ دقیق زادروز عیسی

 

را نمی‌دانند، اما مسیحیان با رجوع به اناجیل و با توجه به اشاره‌های آن به فصل

 

زراعت و اعتدال هوا میلاد مسیح را در اعتدالین (بهار یا پاییز) واقع می‌دانند.

 

فرانتس کومون، باستان‌شناس بلژیکی و موسس میتراپژوهی مدرن و دیگر میتراپژوهان

 

همفکر او مفاهیم آیین میترایسم روم را کاملاً برگرفته از آیین مزدیسنا و ایزد ایرانی میترا (مهر)

 

می‌دانند لیکن این ایده از دهه 1970 میلادی به بعد به شدت مورد نقد و بازبینی

 

قرار گرفته است و اکنون به یکی از مسائل بسیارمجادله‌آمیز در زمینه پژوهش ادیان

 

در دنیای روم و یونان باستان تبدیل گشته است.[۳] با اینحال زادروز میترا در آیین باستان مهر در

 

ایران زمین مصادف با شب یلدا و انقلاب زمستانی در روز 21 یا 22 دسامبر بوده

 

است و جشن زادروز میترا در آیین میتراییسم روم هم با انقلاب زمستانی مصادف

 

بوده که به علت پیروی رومیان از گاهشماری یولیانی در 25 دسامبر واقع می‌شده است.

 

جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران

در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و

 

تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی

 

سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در

 

سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه

 

و آحاد مردم همگی یکسان بودند(صحت این امر موکد نیست، شاید تنها افسانه

 

باشد). جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و

 

اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی

 

است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند

 

و پیرتر‌ها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص،

 

هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت،

 

تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه‌ها که اکثراً کثیر الدانه هستند، نوعی جادوی

 

سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها،

 

خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می‌کنند و نیروی باروی را درخویش افزایش می‌دهند

 

و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب.

 

در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب

 

و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.در خطهٔ شمال و آذربایجان

 

رسم بر این است که در این شب خوانچه‌ای تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد

 

خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی

 

را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به

 

خانهٔ عروس می‌برند.

 


سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها

 

و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است.حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم

 

این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز

 

مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.

 

همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند

 

و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر

 

یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند

 

شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که

 

مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در

 

تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین

 

خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ

 

فردوسی در این شب مرسوم است.در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم

 

می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز

 

گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند. در گیلان هندوانه را حتما فراهم می‌کنند و معتقدند

 

که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان

 

سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنی هایی است که در این

 

منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل

 

خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند

 

و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اطاق می‌گذارند. ازگیل سفت

 

و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس دراغلب خانه‌های گیلان

 

تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و

 

خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می‌خورند.

 

(آو= آب و کونوس = ازگیل) مردم کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای

 

استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد.

 

این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.

 

در حدود ۴۰۰۰ سال پیش در مصر باستان جشن «باززاییده‌شدن خورشید»، مصادف

 

با شب چله، برگزار می‌شده‌است. مصریان در این هنگام از سال به مدت ۱۲ روز، به نشانهٔ

 

۱۲ ماه سال خورشیدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پیروزی نور بر تاریکی را گرامی

 

می‌داشتند. هم‌چنین از ۱۲ برگ نخل برای تزیین مکان برگزاری جشن استفاده می‌نمودند

 

که نشانهٔ پایان سال و آغاز سال نو بوده‌است. در یونان قدیم نیز، اولین روز زمستان روز

 

بزرگ‌داشت خداوند خورشید بوده‌است و آن را خورشید شکست‌ ناپذیر، ناتالیس انویکتوس،

 

می‌نامیدند(که از ریشهٔ کلمهٔ ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده‌است و معنی اش،

 

میلاد و تولد است). ریشه‌های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده‌است

 

از مهم‌ترین این جشن‌های می‌توان به جشن ساتورن اشاره کرد. در قسمت‌هایی از روسیهٔ

 

جنوبی، هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌مناسبت چله برگزار می‌کنند. این آیین‌ها شباهت

 

بسیاری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی به صورت موجودات زنده،

 

بازی‌های محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و باز سازی مراسم کشت،

 

پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره‌ها، آویختن پشم از

 

سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه خوانی و رقص و آواز و مهم تر از همه

 

قربانی کردن جانوران از آیین‌های ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از

 

آیین‌های شب‌های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده.

 

همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از

 

همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند. یهودیان نیز در این شب جشنی با نام

 

«ایلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نیایش می‌پردازند.

 

آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می‌خورند و تا پاسی از شب را به شب نشینی

 

و بگو بخند می‌گذرانند و در خانواده‌های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.

 

نخستین روز زمستان در نزد خرمدینانی که پیرو مزدک هستند نیز سخت گرامی و بزرگ

 

دانسته می‌شود و از آن با نام «خرم روز» (خره روز) یاد می‌گردد و آیین‌هایی ویژه

 

در آن روز برگذار می‌شود. این مراسم و نیز سالشماری آغاز زمستان هنوز در میان برخی اقوام دیده

 

می‌شود که نمونه آن تقویم محلی پامیر و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجیکستان) است.

 

 

 

هميشه شاد و پيروز باشيد         2568 شاهنشاهي

بنيان گذار جمهوري اسلامي رو بهتر بشناسيد

درود بر شما ايرانيان با هر تفكر سياسي هر باور مذهبي و هر گويش


به جز خيانت كاران به سرزمين و مردم ايران كه متاسفانه تعدادشون زياده

 

 

 

دوستان عزيز يك برنامه از آقاي فاضلي براتون گذاشتم تا ببينيد خميني آشغال چه

 

چيزهايي نوشته بوده ومردم مثل گوسفند فقط ب ب ميكردند و يه عده اي هم هنوز

 

اينكارو ميكنن.

 

اين است آشغال تاريخ ايران و بنيان گذار جمهوري خيانت كار اسلامي:

 

لينك برنامه براي دانلود 903 كيلو بايت

 


 

پاينده ايران          2568 شاهنشاهي

 

يك مشكل بزرگ در جامعه

درود به شما دوستان یاران و ایرانیان عزیز

 


چند روز پیش با دوستم رفتم دادگستری تا مشکلشو حل کنیم.نمی دونید


چقدر آدم اونجا بود از ساعت 7صبح تا 1:30 بعد از ظهر اونجا بودم پشت


سر هم آدم میومد واقعا شرمم میشه بگم اینجا ایرانه صفی که اونجا بود تا


توی پیاده رو هم اومد (واقعا که مملکت اسلامیه. دیگه بهتر از این نمیشه) یه


مرد مسنی که اومده بود اونجا میگفت زمان شاه اینقدر این دادگستریها شلوغ


نمیشد یا بقول معروف غو توش نمیپرید گفت حالا مثلا اسلامی هم هست


هر کی با هر مشکلی اما چیزی که زیاد بود شکایت برای مهریه و طلاق بود


چیزی که این روزا اصلا مد شده وعلتش رو من اسلام میدونم چون اگه اسلام


این مهریه و چرت وپرت های دیگه رو نداشت الان همه ازدواج رو به عنوان یک


معامله نمیدونستن واقعا ازدواج یعنی این. حتما باید برای ازدواج پولی در نظر


گرفته بشه؟ اونوقت اینو میشه گفت ازدواج به نظر من به معامله نزدیکتر است.


تازه میگن دین اسلام زن رو کالا تلقی نمیکنه خب این که مهریه داره یعنی چه


این یعنی اینکه قیمتش این قدر میشه غیر از اینه بعدش حتما باید یه آخوند بی


همه چیز توی پیوند این دونفر یه چیزی بخوره ؟ ببخشید ببخشید این چه دینیه


که به زیر شلواریه آدمم کار داره. این دین مبین اسلام است که این همه گندو تو


مملکت ما به وجود اورده ما فرهنگمون فهش و دروغ و کلاه سر همدیگر گذاشتن


شده این سوقات اسلام ناب محمدیه.


حالا به چندتا آمار توجه کنید:


رئیس ثبت احوال تهران قشمی گفت : ازدواج و طلاق در استان تهران طی سال


گذشته 157 هزار و 954 واقعه ازدواج در این مدت ثبت شده که 15 درصد از


ازدواجهای کل کشور است و به عبارتی دیگر از هر هفت ازدواج ثبت شده در


کشور یک مورد برای تهران است.


رئیس سازمان ثبت احوال گفت: در مقابل هر ازدواج در سال 1387، یک طلاق در


استان تهران به ثبت رسیده است که آمار خوشایندی نیست. قشمی همچنین


از ثبت 29 هزار و 429 واقعه طلاق در تهران طی یک سال گذشته خبر داد و افزود:


بیشترین طلاق ثبت شده طی این مدت مربوط به ازدواجهای کمتر از یکسال است.


معاون مجتمع قضایی خانواده مهیندخت داوودی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت:


بررسی وضعیت خانوادگی زوجهایی که به منظور جدایی راهی دادگاه خانواده


می شوند نشان می دهد اغلب آنها به صورت توافقی قصد طلاق دارند.


اخیراً مسئولان سازمان ملی جوانان از رشد 21 درصدی آمار طلاق در شش


ماه اول امسال در تهران خبر داده اند و بر اساس اعلام سازمان ثبت اسناد،


51 هزار و 192 طلاق طی پنج ماهه اول سال جاری ثبت شده است.


بنا به گفته معاون مطالعات و تحقیقات سازمان ملی جوانان، بیش از دو سوم


طلاقها در کشور توافقی است و روند رو به رشد این طلاقها به مرز هشدار


رسیده است.


معاون مجتمع قضائی خانواده در ادامه گفتگو با مهر تصریح کرد: هم اکنون


جامعه ما با زوجهایی سر و کار دارد که ترجیح می دهند با تفاهم و به صورت


توافقی به سرعت از یکدیگر جدا شوند.


داوودی معتقد است ، زنانی که متقاضی طلاق هستند اغلب از طریق مطالبه


مهریه به دنبال راهی برای جدایی هستند و در واقع از مهریه به عنوان

یک اهرم فشار استفاده می کنند.


این حقوقدان گفت: گرچه شاهد آمار بالای طلاقهای توافقی در ایران هستیم


اما برخی از خانواده های ایرانی هنوز بر اصول و رسوم سنتی خود پایبند


هستند و همچنان قبح طلاق در میان این خانواده ها از بین نرفته است.


واقعا ببینید کجا هستیم.انوقت ما هی بیایم بگیم کورش داشتیم داریوش


داشتیم خوب نمیگم نداشتیم انها مال اون موقع بودن گذشت تموم شد


درس بگیرید ازشون اما امروز چی امروز چی هستیم کجایم !

 

گفتنی است که در این آمار گیری معتبر که از طریق نظرخواهی از مردم ۲۲۰


کشور جهان تهیه شده است، ایران رتبه ۲۰۲ را به خود اختصاص داده است که


در بین کشورهای آسیایی بعد از عراق و افغانستان غمگین‌ترین مردمان در قاره


کهن به حساب می آیند. از جمله عواملی که در این آمارگیری ایران را جزو ۲۰


کشور آخر جدول قرار داده است : می‌توان از دلایلی چون اوضاع نابسامان


سیاسی و اجتماعی کشور، میزان بالای نرخ تورم و گرانی کالاها، درصد


بالای بیکاری، نارضایتی مردم از وضع معیشتی، نبود امنیت روانی و اجتماعی،


رکود اقتصادی، نرخ بالای جرم و جنایت، طلاق و نظام اداری نامنسجم و


غيره یاد کرد.


امیدوارم ما جوانان ایرانی در ساختن آینده اجتماعی وفرهنگی کشور کوشا


باشیم تا دیگر چنین آمارهای نا خشایندی رو نبینیم.



شاد و پیروز باشید پاینده ایران 2568 شاهنشاهی

 

آغازي دوباره

درود بر شما دوستان وياران عزيز

 

 

دوباره به قول خودشون جلوي ما رو گرفتن فكر كردن با اين كارها ميتونن

 

ما رو متوقف كنن كور خوندن. به قول بچه ها اين كارا بچه بازي شده

 

اميدوارم دوستان ديگري كه فيلتر شدن يا وبلاگشون بسته شده باز گردن

 

چون واقعا به وجودشون نيازمنديم. خرد هيچ گاه از بين نمي رود بلكه هر

 

روز بيشتر مي شود اين چيزيست كه اينها ندارن و با آن مخالف هستند

 

به اميد پيروزي ايرانيان بر ايرانيان عرب زده جاهل 1400ساله.

 

 

بدرود و پاينده ايراني و ايران       2568 شاهنشاهي